الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

266

الغدير ( فارسي )

مرده ريگ با مادر يكسان باشد و با همهء آنچه گفتيم ، اگر مرده مادر بزرگ و برادرانى داشته باشد بيشتر از شش يك مرده ريگ به او نمىرسد و كسى هم در اين سخن ناسازگارى ننموده با آنكه بهرهء مادر بر بنياد آنچه در نامهء خدا و آئيننامه‌هاى برانگيخته اش آمده يك سوم است . و تازه نخستين ياران پيامبر نيز - هر چند به گونه اى سر بسته - اين بهانه را نتراشيده‌اند و اگر برداشت خليفه ارج و ارزشى داشت دست كم يكى از ايشان آن را روا مىشمرد و آنگاه كه على همراه زيد با عمر پسر خطاب ناسازگارى نموده و او را از به كار بستن اين برداشت روگردان ساختند ، سخنى در خرده گيرى بر آن دو به ميان مىآمد . بر بنياد گزارشى كه دارمى از حسن آورده براى بهرهء پدر بزرگ آئين نامه اى - از پيامبر - گذشته بود ولى بوبكر ؛ پدر بزرگ را به جاى پدر گرفت و مردم در به كار بستن و واگذاردن شيوهء او به دلخواه خود بودند ( 1 ) و اين سخن ، سربسته مىرساند كه براى بهرهء پدر بزرگ ، پيامبر آئيننامه اى روشن گذراند كه خليفه با آن ناسازگارى نمود و مردم نيز با خواست و گزينش خود با او ناسازگارى نموده و آن آئين نامهء ارجمند را به كار بستند . 5 برداشت خليفه در فرمانروائى بخشيدن به كهتران حلبى در « السيرة النبوية » ج 3 ص 386 مىنويسد : بوبكر - خدا از وى خشنود باد - بر آن بود كه كهتران مىتوانند بر كسى كه از آنان برتر است فرمانروائى يابند و نزد سنيان درست همين است زيرا گاه مىشود كه كهتران براى برخاستن به آنچه شايستهء كيش است توانائى بيشترى دارند و در چاره جوئى براى كارها و براى آنچه روزگار زير دستان به يارى آن سازمان مىيابد آگاه ترند .

--> ( 1 ) ن - « سنن دارمى » ج 2 ص 353